تبليغاتX
ذکر

ذکر

- الا به ذکر الله تطمئن القلوب -
به کجا چنین شتابان ؟

مگر انسان، همان نطفه و خون نيم‏بند نيست؟ که خدا او را در تاريکيهاي رحم

 

و غلافهاي تو در تو، پديد آورد؟ تا به صورت جنين درآمد، سپس کودکي

 

 شيرخوار شد، بزرگتر و بزرگترشده تا نوجواني رسيده گرديد،

 

سپس او را دلي فراگير، و زباني گويا، و چشمي بينا عطا فرمود تا عبرتها را

 

درک کند، و از بديها بپرهيزد،

 

و آنگاه که جواني در حد کمال رسيد، بر پاي خويش استوار ماند،

 

 گردنکشي آغاز کرد، و روي از خدا بگرداند، و در بيراهه گام نهاد،

 

 در هواپرستي غرق شد، و براي به دست آوردن لذتهاي دنيا تلاش فراوان کرد،

 

و سرمست شادماني دنيا شد.

 

هرگز نمي‏پندارد مصيبتي پيش آيد!

 

بر اساس تقوي فروتني ندارد، ناگهان سرمست و مغرور در اين آزمايش چند روزه،

 

مرگ او را مي‏ربايد، او را که در دل بدبختيها، اندکي زندگي نموده، و آنچه را که

 

از دست داده عوضي به دست نياورده است، و آنچه از واجبات را که ترک کرد،

 

قضايش به جا نياورده، که درد مرگ او را فرا گرفت، روزها در حيرت و سرگرداني،

 

و شبها با بيداري و نگراني مي‏گذارند.

 

عبرت از مرگ هر روز به سختي درد مي‏کشد، و هر شب رنج و بيماري

 

به سراغش مي‏رود، در ميان برادري غمخوار، و پدري مهربان و ناله‏ کننده‏اي

 

بي‏طاقت و بر سينه کوبنده‏اي گريان افتاده است، اما او در حالت بيهوشي و

 

 سکرات مرگ، و غم و اندوه بسيار، و ناله دردناک، و درد جان کندن،

 

با انتظاري رنج‏آور، دست به گريبان است، پس از مرگ او را مايوس‏وار در کفن

 

پيچانده، در حالي که تسليم و آرام است، برمي‏دارند، و بر تابوت مي‏گذراند.

 

 خسته و لاغر به سفر آخرت مي‏رود، که فرزندان و برادران او را بدوش کشيده

 

تا سرمنزل غربت، آنجا که ديگر او را نمي‏بينند، و آنجا که جايگاه وحشت است،

 

پيش مي‏برند.

 

اما هنگامي که تشييع‏کنندگان بروند و مصيبت‏زدگان باز گردند،

 

در گودال قبر نشانده، براي پرستش حيرت‏آور، و امتحان لغزش‏زا،

 

زمزمه غم‏آلود دارد.

 

 

 

و بزرگترين بلاي آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و برافروختگي شعله‏ها

 

 و نعره‏هاي آتش است، که نه يک لحظه آرام گيرد تا استراحت کند،

 

 و نه آرامشي وجود داد که از درد او بکاهد، و نه قدرتي که مانع کيفر او شود،

 

نه مرگي که او را از اين همه ناراحتي برهاند، و نه خوابي که اندوهش را برطرف

 

 سازد، در ميان انواع مرگها و ساعتها مجازات گوناگون گرفتار است.

 

 به خدا پناه مي‏بريم.

                                                قسمتی از خطبه غراء – نهج البلاغه
+نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت17:13توسط مهدی نصیری |

JavaScript Codes