تبليغاتX
ذکر

ذکر

- الا به ذکر الله تطمئن القلوب -
16 - مقام شانزدهم - تقوی

تقوی

(۱۶)  میدان شانزدهم تقوی است

« ‏  قَالُوا أَءِنَّکَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ

     عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ   »

گفتند> :آیا تو خود، یوسفى ؟ <گفت[> :آرى ، ]من یوسفم و این برادر من است .به راستى

خدا بر ما منت نهاده است .بى گمان ، هر که تقوا و صبر پیشه کند، خدا پاداش نیکوکاران را

تباه نمى کند. (یوسف آیه 90 )

 تقوی، اصل تقوی بر دو معنی است یکی ترسیدن و دیگری پرهیز کردن و تقوای

بنده از  خداوند بر دومعنی است یا خوف از عقاب است و یا از فراق . و علامت آن

این است که از اوامر و نواهی خدا سرپیچی نکند و اگر از خوف فراق باشد از غیر

حق پرهیز کند و با غیر او نیارامد تا از خدا جدا نماند و پرهیز کند از آنچه بدان میل

نماید زیرا که هر اندازه که به غیر حق مایل باشد از حق دور باشد.

تقوی ترک غیر خداست و بعضی گویند تقوی بیزاری جستن از غیر خدا و اخلاص

در عبادت خداست . بعضی از بزرگان گویند تقوی از گناه دوری کردن و از نفس

جدا گشتن است .

افراد متقی و با ایمان سه دسته هستند

کمترین تقوی آن است که:

1)     توحید و یکتا پرستی را با شرک آلوده نکنی

2)     اخلاص خود را به نفاق و ترس آلوده نکنی

3)     بندگی و تعبد خود را به بدعت آلوده نکنی

میانگین تقوی آن است که:

1)     خدمت و خدمت رسانی خود را آلوده نکنی

2)     قوت خود را به شبهت آلوده نکنی

3)     حال و روزگار خود را به تضییع آلوده نکنی

بالاترین تقوی آن است که:

1)     نعمات را با شکایت آلوده نکنی

2)     جرم و گناه خود را با عذر و حجت توجیه نکنی

3)     برای دیدار او و تقرب به خداوند، خود را آسوده نگذاری

صفات بنده پرهيزکار

خدا رحمت کند کسي را که چون سخن حکيمانه بشنود، خوب فرا گيرد، و چون

هدايت شود بپذيرد، دست به دامن هدايت‏کننده زند و نجات يابد، مراقب خويش در

برابر پروردگار باشد، از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نيکو انجام

دهد، ذخيره‏اي براي آخرت فراهم آورد، و از گناه بپرهيزد، همواره اغراض دنيايي

را از سر دور کند، و درجات آخرت به دست آورد. با خواسته‏هاي دل مبارزه کند،

آرزوهاي دروغين را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد. و تقوي را

زاد و توشه روز مردن گرداند، در راه روشن هدايت قدم بگذارد، و از راه روشن

هدايت فاصله نگيرد. چند روز زندگي دنيا را غنيمت شمارد و بيش از آنکه، مرگ

او فرا رسد خود را آماده سازد، و از اعمال نيکو، توشه آخرت برگيرد.

                                                              ( نهج البلاغه – خطبه 75 )

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت9:43توسط مهدی نصیری |
15 - مقام پانزدهم - ورع

ورع: پرهیزگاری، خویشتن داری

(۱۵)  میدان پانزدهم ورع است

« ‏ إِن تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُم وَنُدْخِلْکُم مُدْخَلاً کَرِيماً  »

اگر از گناهان بزرگى که از آن[ها ]نهى شده اید دورى گزینید، بدیهاى شما را از

 شما مى زداییم  و شما را در جایگاهى ارجمند درمى آوریم. ( نساء آیه 31 )

 ورع، پرهیزگاری، پارسایی، خویشتن داری

ورع پرهیزگاری و دوری است از ناپسندها، افزونی و خاطرهای شوریده

ورع از ناپسند به سه چیز توان یافت:

1)     دوری از سرزنش و عیب گویی دیگران

2)     دین خود را حفظ کردن

3)     حرص را از خود منع کردن و به راه پسندیده رفتن

ورع از افزونی به سه چیز توان یافت:

1)     روز حساب و قیامت را کوچک و خوار ندانیم و یاد از روز حساب

2)     دوری از شماتت خصمان و شاد نشدن از غم دشمنان

در کار هیچ دوست منافق نبوده ام
بر مرگ هیچ خصم شماتت نکرده ام (خاقانی)

3)     پرهیز از غبن و زیان وارثان

ورع از خاطرهای شوریده به سه چیز توان یافت:

1)     با خواندن قرآن و تدبر در آیات الهی

2)     زیارت گورستان خاطرهای آشفته را دور می کند

3)     تفکر در حکمت و معرفت

جهان سربسر حکمت و عبرت است
چرا بهره ٔ ما همه غفلت است (فردوسی)

 

از نشانه‏هاي يکي از پرهيزکاران اين است که او را اينگونه مي‏بيني، در دينداري

 نيرومند، نرمخو و دورانديش، داراي ايماني پر از يقين، حريص در کسب دانش،

 و با داشتن علم بردبار، و در توانگري ميانه‏رو، در عبادت فروتن، و آراسته در

تهيدستي، در سختي‏ها بردبار، در جستجوي کسب حلال، در راه هدايت شادمان،

پرهيزکننده از طمع‏ورزي، مي‏باشد، اعمال نيکو انجام مي‏دهد و ترسان است،

روز را به شب مي‏رساند با سپاسگزاري، و شب را به روز مي‏آورد با ياد خدا،

شب مي‏خوابد اما ترسان، و برمي‏خيزد شادمان،ترس براي اينکه دچار غفلت نشود،

و شادماني براي فضل و رحمتي که به او رسيده است. اگر نفس او در آنچه دشوار

است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مي‏کند، روشني چشم پرهيزکار

در چيزي قرار دارد که جاودانه است، و آنچه را ترک مي‏کند که پايدار نيست،

بردباري را با علم، و سخن را با عمل، درمي‏آميزد پرهيزگار را مي‏بيني که:

آرزويش نزديک، لغزشهايش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم،

کارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش مرده، خشمش فرو خورده است.

مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند، اگر در بيخبران باشد نامش در

گروه يادآوران خدا ثبت مي‏گردد، و اگر در يادآوران باشد نامش در گروه بيخبران

نوشته نمي‏شود، ستمکار خود را عفو مي‏کند، به آنکه محرومش ساخته مي‏بخشد،

آن کس که با او بريده مي‏پيوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بديهاي او

پنهان و کار نيکش آشکار است. نيکي‏هاي او به همه رسيده، و آزار او به کسي

نمي‏رسد. در سختي‏ها آرام، و در ناگواريها بردبار و در خوشيها سپاسگزار است،

به آنکه دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود،

پيش از آن که بر ضد او گواهي دهند به حق اعتراف مي‏کند، و آنچه را به او

سپرده‏اند ضايع نمي‏سازد، و آنچه را به او تذکر دادند فراموش نمي‏کند. مردم را

با لقبهاي زشت نمي‏خواند، همسايگان را آزار نمي‏رساند، در مصيبتهاي ديگران

شاد نمي‏شود، و در کار ناروا دخالت نمي‏کند،  و از محدوده حق خارج نمي‏شود،

اگر خاموش است سکوت او اندوهگينش نمي‏کند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند

نمي‏شود، و اگر به او ستمي روا دارند صبر مي‏کند تا خدا انتقام او را بگيرد.

نفس او از دستش در زحمت، ولي مردم در آسايشند، براي قيامت خود را به زحمت

مي‏افکند، ولي مردم را به رفاه و آسايش مي‏رساند، دوري او از برخي مردم، از

روي زهد و پارسايي، و نزديک شدنش با بعضي ديگر از روي مهرباني و نرمي

است، دوري او از تکبر و خودپسندي، و نزديکي او از روي حيله و نيرنگ نيست

                                                 (خطبه 184 نهج البلاغه)

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت13:22توسط مهدی نصیری |
14 - مقام چهاردهم - تجرید

تجرید: قطع تعلقات ظاهری

(۱۴)  میدان چهاردهم تجرید است

           « وَلاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلَي‏ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا

              لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَيْرٌ وَأَبْقَي   »

              و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار کردیم[ و فقط ]زیور

              زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم ، دیدگان خود مدوز، و[ بدان که ]روزى

               پروردگار تو بهتر و پایدارتر است. ( طه آیه 131 )

تجرید بمعنی قطع تعلقات ظاهریست و تفرید قطع تعلقات باطنی

تجرید عبارتست از ترک اغراض دنیوی ظاهراً و نفی اغراض اخروی و دنیوی

باطناً و مجرد حقیقی کسی بود که بر تجرد از دنیا طالب عوضی نباشد

بلکه بدنبال تقرب به خداوند باشد.

اولا تجرید شو از هر چه هست
وانگهی ازخود بشو یکبار دست


  •    تجرید در سه چیز است : در تن و دل و سر 

   تجرید نفس

   تجرید دل

   تجرید سر

تجرید نفس سه چیز است:

1 )  ترک دنیا کردن (طلب دنیا نکردن)

ای بندگان خدا شما را به ترک دنیایی سفارش می کنم که شما را رها می سازد گر چه شما جدایی از آن را دوست ندارید. پس در روش برخورد با دنیا در عزت و ناز دنیا بر یکدیگر پیشی نگیرید و فریب زینتها و نعمتها را نخورید و مغرور نشوید و از رنج و سختی آن ننالید و ناشکیبا نباشید. زیرا عزت و افتخارات دنیا پایان می پذیرد و زینت و نعمتهایش نابود می گردد و رنج و سختی آن تمام می شود و هر مدتی و مهلتی در آن به پایان می رسد و هر موجود زنده ای به سوی مرگ می رود آیا نشانه هایی از زندگی گذشتگان که بر جا مانده شما را از دنیا پرستی باز نمی دارد؟

به هوش باشید مرگ را که نابود کننده لذتها و شکننده شهوتها و قطع کننده آرزوهاست به هنگام تصمیم بر کارهای زشت به یاد آورید و برای انجام واجبات و شکر در برابر نعمتها و احسان بی شمار الهی (به خصوص نعمت ایمان) از خدا یاری خواهید.

(خطبه ۹۸- نهج البلاغه)

برخورد با تفکر ترک دنیا

ای دشمنک جان خویش شیطان سرگردانت کرده آیا تو به زن و فرزندانت رحم نمی کنی؟ تو می پنداری که خداوند نعمتهای پاکیزه ای را حلال کرده اما دوست ندارد تو از آنها استفاده کنی؟ تو در برابر خدا کوچکتر از آنی که اینگونه با تو رفتار کند. وای بر تو . من همانند تو نیستم. خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که خود را با مرده ناتوان همسو کنند تا فقر و نداری تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان نکشاند. (خطبه ۲۰۰- نهج البلاغه)

2)  بر فوت او تاسف نخوردن

3)  آنچه بود ننهفتن

تجرید دل سه چیز است:

1)  به آنچه نیست توقع نداشتن

به شخص در مقابل انجام واجبات الهی جزا و پاداش داده می شود

و چنانچه کوتاهی و قصور نماید نباید توقع و چشم داشتی نیز داشته

باشد اگر چه باید به لطف و موهبت خداوند امید داشته باشد 

2)  آنچه هست را قیمت ننهادن

عبادات در برابر نعمتهای والا و بی شمار الهی بسیار ناچیز است لذا

در مقابل این نعمات این شکرگذاری ها چندان ارزشی ندارد و

نمی توانیم حق خداوند را کامل به جای آوریم

  از دست و زبان که برآید                    کز عهده شکرش به درآید

3)  به ترک آن نترسیدن

تجرید سر سه چیز است:

1)  بر اسباب نیارامیدن

2)  در راه حق از خود نشان ندیدن

3)  از حق به جز از حق ندیدن

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت12:20توسط مهدی نصیری |
13 - مقام سیزدهم - زهد

 زهد

(۱۳)میدان سیزدهم زهد است

« بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَکُمْ إِن کُنتُم مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْکُمْ بِحَفِيظٍ   »

اگر مومن باشید، باقیمانده[ حلال ]خدا براى شما بهتر است ، و من بر شما نگاهبان نیستم.

                                                                                             ( هود آیه 86 )

زهد، پارسایی، تقوی، روی بازگردانیدن از چیزی است بواسطه ٔ حقیر

شمردن آن چیز، دشمن داشتن دنیا و روی گرداندن از آن و گفته اند ترک

راحت دنیاست بخاطر راحت آخرت

جانم ز تن رمید به سودای خال او

مرغ از قفس پریده سوی دانه میرود

زاهد به خود ماند و عاشق به کوی دوست

بلبل به باغ و جغد به ویرانه می رود

  •  زهد در سه چیز است :

    زهد در دنیا

هر که دولت(نعمت و مال) این جهان را از دشمن خود دریغ نکند، او در این

 جهان زاهد باشد

    زهد در خلق و خوی

هر که آزرم خلق، وی را در حق مداهن نکند، او در خلق زاهد است

هر انسان با تقوی و فضیلت طلبی، حقیقت مطلبی را خلاف واقع و به

دروغ اظهار ننماید در رفتار خود زاهد می باشد.

    زهد در خود

هر که به چشم سزاوار و ارجح بودن در خود ننگرد، او در خود زاهد است

   نشانه زهد در دنیا سه چیز است:

1) یاد مرگ

تقوي و روش برخورد با دنيا کسي که جامه تقوا بر قلبش بپوشاند، کارهاي نيکوي او آشکار شود،

 و در کارش پيروز گردد، پس در به دست آوردن بهره‏هاي تقوا فرصت غنيمت شماريد، و براي

 رسيدن به بهشت جاويدان رفتاري متناسب با آن انجام دهيد، زيرا دنيا براي زندگي هميشگي شما

 آفريده نشد، گذرگاهي است تا در آن زاد و توشه آخرت برداريد،  پس با شتاب، آماده کوچ کردن

 باشيد و مرکبهاي راهوار براي حرکت مهيا داريد                 (نهج البلاغه – خطبه 132 )

2) قناعت به قوت

به يقين بدانيد خداوند براى بنده خود هر چند با سياست و سخت کوش و در طرح و نقشه نيرومند

 باشد، بيش از آنچه که  در علم الهى«» وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان

 و کم سياست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حايلى نخواهد گذاشت، هر کس اين حقيقت

را بشناسد و به کار گيرد، از همه مردم آسوده‏تر است و سود بيشترى خواهد برد. و آن که آن را

واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زيانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده‏اى

که گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمايش گردد، پس اى کسى

که از اين  گفتار بهرمند مى‏شوى، بر شکر گزارى بيفزاى، و از شتاب بى جا دست بردار، و به

 روزى رسيده قناعت کن.                                                (نهج البلاغه – حکمت 273)

3) صحبت با درویشان

همنشینی با فقرا و تهیدستان و مساعدت و یاری رساندن به آنان

چه نيکو است فروتنى توانگران برابر مستمندان، براى به دست آوردن پاداش الهى، و نيکوتر از

 آن خويشتندارى  مستمندان برابر توانگران براى توکّل به خداوند است  

                                                                                  (نهج البلاغه – حکمت 273)

   نشانه زهد در خلق سه چیز است:

1) دیدن سبق حکم

2) استقامت قدر

3) عجز خلق

 نشانه زهد در خود سه چیز است :

1) شناختن کید و مکر شیطان

زیرا که او به سیرت و خلق فریشته ست
ایمن بود فریشته از کید اهرمن (امیر معزی)

2) درک ضعف و ناتوانی خویش

3) شناختن تاریکی استدراج

اندک اندک نزدیک گردانیدن خدا تعالی بنده خود را بخشم و عقوبت خود

یکی از مکافات خداوند این است که در وقت معصیت انسان، به وی نعمت

فراوان عطا می نماید و این نعمت دادن پس از انجام خطا از سوی انسان

و از طرفی فراموشانیدن توبه و استغفار او را اندک اندک به هلاک و عذاب

الهی نزدیک می نماید.

هرچه غیر اوست استدراج تست
گرچه تخت و ملکت است و تاج تست  (مولوی)

مناجات زاهدین

به نام خداي بخشنده مهربان، اي خدا ما را در اين خانه دنيا منزل دادي      

که به مکر، چاهها بر سر راه ما کنده و ما را دست آمال و آرزوها (ي نفس)

به رشته‏هاي خدعه و فريبش آويخته.  از تو درخواست ميکنم که ما را از     

مغرور شدن به زخارف دنيا و زيب و زيورش نگاه داري که  اين دنيا طالبانش  

را هلاک ميسازد و واردانش را نابود ميگرداند. اين دنيا پر از بلا و افت و       

رنج و نکبت است. اي خدا تو ما را به توفيق و نگهداريت زهد و بي علاقگی

در دنيا عطا کن و از شرش جان ما را به سلامت بدار و از بر ما جامه‏هاي   

 مخالفت خود را برکن و به حسن کفايتت متصدي امور ما باش و از           

رحمت بي حدت عطاي هميشگي ما را بيفزاي و از موهبتهاي فيضت       

انعام ما را بهتر گردان و در باغ دلهاي ما نهالهاي عشق و محبت را بنشان 

و بر ما به حد کمال رسان، انوار معرفتت را و شيريني عفو و بخشش و      

لذت آمرزش خود را به ما بچشان و روز ملاقاتت چشم ما را به شهود         

جمالت روشن گردان و حب دنيا را از دل ما بيرون کن چنانکه با بندگان      

نيکوکار با صفا و خاصان درگاهت چنين فرمودي                                   

به حق رحمت بيپايانت اي مهربانترين مهربانان عالم و ای کریم کریمان

                                                                    (صحیفه سجادیه)

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت10:54توسط مهدی نصیری |
12 - مقام دوازدهم - بیداری

بیداری

 

(۱۲)  میدان دوازدهم بیداری است

« وَاذْکُر رَبَّکَ فِي نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ

   مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ والآصَالِ وَلاَ تَکُن مِنَ الْغَافِلِينَ »

و در دل خویش ، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع

و ترس ، بى صداى بلند، یاد کن و از غافلان مباش.

                                                     ( اعراف آیه 205 )

بیداری، هشیاری و آگاهی،

عالم صحو (هوشیاری) را گویند جهت عبودیت

جمله ٔ ذرات در وی محو شد
عالم از وی مست گشت و صحو شد (مولوی)

Ø    بیداری دارای سه رکن است :

ü    نعمت های حق از جود و بخشش خداوند دیدن

بنده فرمانبردار است و آنچه جهد باید کرد و بندگی است بکند تا حق نعمت

خداوند را شناخته باشد. (تاریخ بیهقی ص381)

حق نعمت شناختن در کار
نعمت افزون دهد به نعمت خوار (نظامی)

ü    جرم های بزرگ را از خود دیدن

غافل‌اند اين خلق از خود اي پدر 
لاجرم گويند عيب همدگر 
من نبينم روي خود را اي شمن 
من ببينم روي تو تو روي من 
آنكسي كه او ببيند روي خويش 
نور او از نور خلقانست بيش 
گر بيمرد ديد او باقي بود 
زانك ديدش ديد خلاقي بود (مثنوی – مولوی)

ü    همیشه از تمام بدیها و منکرات ترسیدن

هرکس به محاسبـﮥ خویشتن پردازد، سود برد و هرکس از خویشتن غفلت

بورزد، زیانکار شود و هرکس ترسد (احتیاط کند) در امان باشد و هرکس عبرت

بگیرد بینا گردد و هر شخصی که بینا شود به مقام فهم رسد و کسی که

بفهمد به علم نایل گردد (نهج البلاغه – حکمت 208)

v   نعمت های او را به سه طریق توان یافت:

به نیاز دل

شنیدن علم

پاکی روزی

v   جرم را از خود دیدن به سه طریق توان یافت:

کوتاهی امید

کسی که آرزوهایش طولانی است کردارش نیز ناپسند است

                                              (نهج البلاغه - حکمت ۳۶)

دوام فکر

بیداری سحرگاه

 

v   ترس از منکرات را به سه طریق توان یافت:

بدگمانی به خود

انسان باید همواره مراقب اعمال و رفتار خود باشد و ترس از این

داشته باشد که به بیراهه رود و به گناه آلوده شود

خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود خوب فرا گیرد و چون

هدایت شود بپذیرد دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد مراقب خویش

در برابر پروردگار باشد از گناهان خود بترسد خالصانه گام بردارد عمل نیکو انجام

دهد ذخیره ای برای آخرت فراهم آورد و از گناه بپرهیزد. همواره اغراض دنیایی

را از سر دور کند و درجات آخرت به دست آورد. با خواسته های دل مبارزه کند

آرزوهای دروغین را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد. و تقوی را زاد

و توشه روز مردن گرداند در راه روشن هدایت قدم بردارد و از راه روشن هدایت

فاصله نگیرد. چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و بیش از آنکه مرگ او فرا

رسد خود را آماده سازد و از اعمال نیکو توشه آخرت برگیرد.

                                                                   (نهج البلاغه - خطبه ۷۵)

 

بریدن از علایق

همانا دنیا روی گردانده و وداع خویش را اعلام داشته است و آخرت

به ما روی آورده و پیشروان لشگرش نمایان شد.

آگاه باشید! امروز روز تمرین و آمادگی و فردا روز مسابقه است.

پاداش برندگان بهشت و کیفر عقب ماندگان آتش است.

آگاه باشید! هم اکنون در روزگار آرزوهایید که مرگ را در پی دارد

پس هر کس در ایام آرزوها پیش از فرا رسیدن مرگ عمل نیکو انجام

دهد بهره مند خواهد شد و مرگ او را زیانی نمی رساند و آن کس که

در روزهای آرزوها پیش از فرا رسیدن مرگ کوتاهی کند زیانکار و

مرگ او زیانبار است.

همانگونه مه به هنگام ترس و ناراحتی برای خدا عمل می کنید در روزگار

خوشی و کامیابی نیز عمل کنید.

آگاه باشید! به کوچ کردن فرمان یافته و برای جمع آوری توشه آخرت

راهنمایی شدید. همانا وحشتناکترین چیزی که بر شما می ترسم هواپرستی

و آرزوهای دراز است پس از این دنیا توشه برگیرید تا فردا خود را

با آن حفظ نمایید.  (نهج البلاغه - خطبه ۲۸)

(اگر سخنی بتواند مردم را به آخرتگرایی و زهد و تقوی بکشاند همین

 سخن امام است که می تواند انسان را از آرزوها جدا کرده و نور امید

 را در دلها زنده سازد و انسان را نسبت به زشتیها بیزار کند)

 

تعظیم حق

 

بیداری

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت11:32توسط مهدی نصیری |
11 - مقام یازدهم - محاسبت

مقام یازدهم محاسبت

 

(۱۱)  میدان یازدهم محاسبت است

« يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ

  وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ »

اى کسانى که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید، و هر کسى باید

بنگرد که براى فردا[ى خود ]از پیش چه فرستاده است ،

و[ باز ]از خدا بترسید .در حقیقت ، خدا به آنچه مى کنید آگاه است.

                                                     ( حشر آیه 18 )

محاسبت، مراقبت در اینکه شخص ظاهر و باطن خود را حفظ کند

تا آنکه چیزی که حسنات وی راباطل می کند از آن صادر نشود

Ø    محاسبت دارای سه رکن است :

ü    جنایت از معاملت جدا کردن

در عمل به احکام و عبادات شرعی خیانت و پیمان شکنی نکنیم

ü    نعمت را با خدمت سنجیدن

در برابر نعمتهای خداوندی چه مقدار به انجام تکالیف الهی پرداخته

و شکر نعمت به جا آورده ایم

ü    نصیب خود، از نصیب حق جدا کردن

بهره و قسمت انسان بر اساس اعمال و رفتاری است که انجام میدهد

عجب نبود گر از قرآن نصیبت نیست جز حرفی
که از خورشید جز گرمی نبیند چشم نابینا (سنایی)

v   راههای شناختن رکن اول آنست که بدانی:

هر کاری که دیو را در آن نصیب است جنایت است

هر کاری که شیطان در آن دخالت و بهره دارد جنایت (خیانت) است

و باید از اعمالی که در پیروی از خواسته های شیطانی است دوری جوییم

هر معاملت که در آن جور و ستم است جنایت است

هر رفتار و سلوکی که با ظلم همراه باشد مایه عهد شکنی

و دوری از خداوند است

هر عمل که به خلاف سنت است جنایت است

راه صحیح بر پایه روش و کردار پیامبران می باشد و هر که از آن

پیروی ننماید قصور نموده است

ره راست آنرا شناس از جهان
که بر سنت احمد مصطفی است (ناصر خسرو)

v   راههای شناختن رکن دوم آنست که بدانی:

نعمت های ناشناخته، همه خصم آید

نشناختن نعمات و مواهب خداوندی دشمنی و عداوت است

شناخته شکر ناکرده همه تاوان آید

شکر و سپاس نعمات خداوندی بجا نیاوردن موجب زیان و گناه

می گردد و در انجام وظیفه خود کوتاهی کرده ایم

گفت ای پسر شکر حق بجاآور، ناسپاسی مکن تا زوال نیاید.

                                                                (قصص الانبیاء ص 157.)

ز نافرمانی و ناشکری حق
هزاران عید و یک قربان ندارد (عرفی)

در معصیت به کار بردن، تخم زوال ایمان است

گناه و نافرمانی موجب از بین رفتن ایمان انسان میشود

اي بندگان خدا! آن کس که نسبت به خود خيرخواهي او بيشتر است، در برابر

خدا، از همه کس فرمانبردارتر است، و آن کس که خويشتن را بيشتر مي‏فريبد،

نزد خدا گناهکارترين انسانها است . شقاوتمند آنکه فريب هوا و هوسها را بخورد

آگاه باشيد! همنشيني با هواپرستان ايمان را به دست فراموشي مي‏سپارد،

و شيطان را حاضر مي‏کند 

                                                                    (نهج البلاغه خطبه 85)

v   راههای شناختن رکن سوم آنست که بدانی:

هر خدمت که بدان دنیا خواهی، بر تو تاوان است

در زندگی به دنبال دنیا و لذات آن باشیم  موجب  تباهی می گردد

و آنکه سعی برای مصالح دنیا مصروف دارد زندگانی بر وی وبال باشد و از ثواب

آخرت بازماند. حاصل آن [ راحتی اندک ] اگر میسر گردد خسران دنیا و آخرت باشد.

                                                                                 (کلیله و دمنه)

هر خدمت که بدان آخرت خواهی، تو را نصیب است

چنانچه اعمال ما در جهت انجام تکالیف الهی باشد خداوند پاداش

آن را میدهد و بهشت را نصیب ما میگرداند

و هر گاه که متقی در کار این جهان گذرنده تأملی کند هرآینه مقابح آن را بنظر

 بصیرت بیند... و با یاد آخرت الفت گیرد. (کلیله و دمنه)

آخر رای من بر عبادت قرار گرفت چه مشقت طاعت در جنب نجات آخرت

وزنی نیارد. (کلیله و دمنه)

هر خدمت که بدان مولی خواهی، تو را قیمت آن است

           اگر در زندگی به دنبال بندگی و رضای خداوند بوده و رفتارمان جهت

           رسیدن به قرب الهی باشد این همان ارزش واقعی انسان می باشد که به

           آن دست یافته است

           دنیا طلبا تو در جهان رنجوری     عقبی طلبا تو از حقیقت دوری

           مولی طلبا که داغ مولی داری     اندر دو جهان مظفر و منصوری

         لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ

       خَالِدِينَ فِيهَا وَيُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَکَانَ ذلِکَ عِندَ اللَّهِ

        فَوْزاً عَظِيماً  ( فتح آیه 5 )

        تا مردان و زنانى را که ایمان آورده اند در باغهایى که از زیر[ درختان ]آن

             جویبارها روان است ، درآورد و در آن جاویدان بدارد، و بدیهایشان را از

             آنان بزداید، و این[ فرجام نیک ]در پیشگاه خدا کامیابى بزرگى است

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت10:2توسط مهدی نصیری |
10 - مقام دهم - تهذیب

تهذیب

(۱۰)  میدان دهم تهذیب است

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِيکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ

عَلَيْهَا مَلاَئِکَةٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ   »

اى کسانى که ایمان آورده اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که

 سوخت آن ، مردم و سنگهاست حفظ کنید :بر آن[ آتش ]فرشتگانى

خشن[ و ]سختگیر[ گمارده شده ]اند .از آنچه خدا به آنان دستور

 داده سرپیچى نمى کنند و آنچه را که مامورند انجام مى دهند.

                                                        ( تحریم آیه 6 )

تهذیب، پاکیزه کردن و پیراستن است از هر بدی و زشتی

Ø    تهذیب سه گونه است :

ü    تهذیب نفس

هر که نفسی شریف دارد... خویشتن را از محل وضیع به منزلتی رفیع می رساند.

                                                                         (از کلیله و دمنه )

ü    تهذیب خلق و خوی

خویهای فاسد را از خود دور کردن و دارای اخلاق نیکو گشتن

ü    تهذیب دل

قلب و دل خود را بی غل و غش کردن و نور خدا را در دل تاباندن

v   تهذیب نفس به سه طریق حاصل می شود :

1.      از شکایت به مدح گردانیدن

نفس را از گناه بازداشتن ، نفس اماره که انسان را به کارهای بد امر

 می کند را تحت کنترل درآوردن

کند مرد را نفس اماره خوار
اگر هوشمندی عزیزش مدار. (سعدی)

2.      از گزاف به هوشیاری آوردن

از سخن و کار بیهوده دوری جستن

آدمی با شرف نفس و عزت ذات هیچ نوع از انواع حبوب نمی یافت .

                                                        (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 296)
هلاک نفس خوی زشت نفس است
نکو زد این مثل را هوشیاری .(عطار)

3.      از غفلت به بیداری آوردن

از بی خبری و فراموشی به خود آگاهی رسیدن و از نفس حیوانی

به نفس والای انسانی

گفتم کلید گنج معارف توان شناخت
گفتا توان اگر نشود نفس اسیر کام .(خاقانی)

v   تهذیب خلق و خوی به سه طریق حاصل می شود :

1.      از ضجرت به صبر آیی

در پریشانی احوال و دلتنگی صبر را پیشه ساختن

کاملتر مردمان آن است که ... ضجرت محنت بر وی مستولی نگردد. (کلیله و دمنه)

2.      از بخل به بذل آیی

بخل ترک ایثار هنگام حاجت است و گفته اند محو صفات انسانی و اثبات عادات

حیوانی است

از بخل و حسادت به سخاوت و جوانمردی و کرم رسیدن

شب بخل سایه برافکند اینک
نماند آفتاب کرم را شعاعی (خاقانی)

3.      از مکافات به عفو آیی

به جای کیفر و مجازات دادن نفست در مقام بخشش و گذشت درآید

من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو (خیام)

v   تهذیب دل به سه طریق حاصل می شود :

1.      از هلاک امن به حیات ترس آمدن

دلی خدا ترس داشتن تا به حیات جاوادنگی رسیدن

ندارم ز کس ترس در هیچ کار
مگر زآن کسی ، کو بود ترسکار (نظامی)

2.      از شومی نومیدی با برکت امید آمدن

امیدوار شدن به لطف و کرم خداوندی

امید دوا بر دل عاشق ننشیند
جایی که شفا خسته و بیمار حکیم است (علی خراسانی)

3.      از محنت پراکندگی دل به آزادی دل آمدن

از پریشان خاطری دل به تسلی خاطر رسیدن

هرچند کآن آرام دل دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم (حافظ)

 

 

بعثت نبی اکرم محمد مطصفی (ص)

 

بر همه دوستان مبارک

 

بعثت

 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت14:18توسط مهدی نصیری |
9- مقام نهم - ریاضت
ریاضت : نرم کردن نفس

(۹)  میدان نهم ریاضت است

« فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ   »

در آن ، مردانى اند که دوست دارند خود را پاک سازند،

و خدا کسانى را که خواهان پاکى اند دوست مى دارد.

                                      ( توبه آیه 108 )

ریاضت نرم کردن نفس است

Ø    ریاضت دارای سه رکن است :

ü    ریاضت افعال به حفظ

اعمال خود را با مراقبت و نگهداری پاک گردانیم

ü    ریاضت اقوال به ضبط

زبان و کلام خود را از سخنان پاک پر کنیم و از سخنان بد

 دوری جوییم

ü    ریاضت اخلاق به رفق

رفتار و کردار خود را از احسان و نیکی انباشته و بهره مند سازیم

v   ریاضت افعال به سه طریق حاصل می شود :

به دنبال علم رفتن ( اتباع علم )

استفاده از غذای حلال

پیوسته مشغول خواندن دعا شدن

اسباب معیشت ساخته و به اوراد و عبادات پرداخته . (گلستان )

v   ریاضت اقوال به سه طریق حاصل می شود :

قرائت قران

مداومت عذر (عذر تقصیر آوردن و پوزش خواهی به خاطر ارتکاب گناه )

عذر تقصیر خدمت آوردم
که ندارم به طاعت استظهار (سعدی )

نصیحت خلق (خیر خواهی برای مردم ، کسی را به راه صواب و خیر راهنمایی کردن )

هر سخنی که از سر نصیحت و شفقت رود بر اداء آن دلیری نتوان کرد.

                                                                       (کلیله و دمنه)

v   ریاضت اخلاق به سه طریق حاصل می شود :

فروتنی : افتادگی ، خضوع

فخرش بفضل و اصل بزرگ وفروتنی است
وین هر سه چیز نیست برون از شمار او  ( فرخی )
جوانمردی : فتوت ، سخاوت ، مردانگی

شاهی که نشد معروف الا بجوانمردی
الا بنکونامی الا بنکوکاری ( منوچهری )
بردباری : حلم ، تحمل ، شکیب

سر مردمی بردباری بود
سبک سر همیشه بخواری بود ( فردوسی )

 

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت12:8توسط مهدی نصیری |
8 - مقام هشتم - جهاد

(۸)  میدان هشتم جهاد است

« و جاهدوا فی الله حق جهاده »

Ø    جهاد دارای سه رکن است :

ü    با دشمن به تیغ

ü    با نفس به قهر

ü    با دیو به صبر

v   مجاهدان به تیغ سه گروه هستند :

کوشنده ماجور

خسته مغفور

کشته شهید

v   مجاهدان با نفس سه گروه هستند :

یکی می کوشد او از ابرار است

یکی می یابد او از اوتاد است

یکی باز رسته او از ابدال است

v   مجاهدان با دیو سه گروه هستند :

یکی به علم مشغول او از مقربان است

یکی به عبادت مشغول او از صدیقان است

یکی به زهد مشغول او از اولیا است

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت16:13توسط مهدی نصیری |
7 - مقام هفتم - صبر

(۷)  میدان هفتم صبر است

« و ان تصبروا خیر لکم »

Ø    صبر دارای سه رکن است :

ü    بر بلا صابر بودن ، چنانکه می گوید « اصبروا »

ü    از معصیت شکفتن ، چنانکه می گوید « و صابروا »

ü    بر طاعت صبر کردن ، چنانکه می گوید « و رابطوا »

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ  

اى کسانى که ایمان آورده اید، صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را

نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.

                                                                         ( آل عمران آیه 200 )

v   صبر بر بلا به دوست داری توان کرد و از آن سه چیز زاید:

یکتایی دل

علم دقیق

نور فراست

v   صبر بر معصیت به ترس توان کرد و از آن سه چیز زاید :

الهام دل ها

قبول دعا

نور عصمت

v   صبر بر طاعت به امید توان کرد ، و از آن سه چیز زاید :

بازداشت بلاها

رسیدن روزی بدون انتظار

گراییدن با نیکان

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت9:56توسط مهدی نصیری |
6 - مقام ششم - قصد

(۶)  میدان ششم قصد است

قصد آهنگ حق است ، آن است که قصد کنی به حق

و به ترک هر چه جز اوست

« و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله »

Ø    قصد دارای سه رکن است :

ü    قصد تن به خدمت

ü    قصد دل به معرفت

ü    قصد جان به محنت

v   قصد تن را سه نشانه است :

از جهد و خدمت نیاسودن

از تنعم بکاستن

فراغت جستن

v   قصد دل را سه نشانه است :

رنج کشیدن

خلوت گزیدن

به ضرورت زیستن

v   قصد جان را سه نشانه است :

نازک دل بودن

از سماع قرار و آرام نداشتن

                             به مرگ گراییدن
+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت10:26توسط مهدی نصیری |
5 - مقام پنجم - ارادت

(۵)  میدان پنجم ارادت است

ارادت خواست مرد است و در راه بودن

« قول کل یعمل علی شاکلته »

Ø    اقسام ارادت :

ü      ارادت دنیای محض : متاع دنیا را می خواهند

      ( سوره انفال آیه 67 )

ü      ارادت آخرت محض : کسى که کشت آخرت بخواهد، براى وى در کشته اش مى افزاییم ، و کسى که کشت این دنیا را بخواهد به او از آن مى دهیم و[لى ]در آخرت او را نصیبى نیست ( سوره شوری آیه 20 )

ü      ارادت حق محض : و اگر خواستار خدا و فرستاده وى

و سراى آخرتید، پس به راستى خدا براى نیکوکاران شما

پاداش بزرگى آماده گردانیده است. ( سوره احزاب آیه 29 )

 

v     ارادت دنیای محض را سه نشانه است :

 

در زیادت دنیا به نقصان دین راضی بودن

 

از مسلمان روی گرداندن

 

حاجتهای خود را به حاجتهای دنیا درآوردن

 

v   ارادت آخرت محض را سه نشانه است :

 

در سلامت دین به نقصان دنیا راضی بودن

 

دوستی و موانست با درویشان ( مسلمان ) داشتن

 

حاجتهای خود به آخرت قرار دادن

 

v   ارادت حق محض را سه نشانه است :

 

پای بر هر دو جهان نهادن

 

از خلق آزادگشتن

 

              از خود بازرستن
+نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت13:11توسط مهدی نصیری |
4 - مقام چهارم - فتوت

(۴)  میدان چهارم فتوت است

فتوت  به جوانمردی و آزادگی زیستن است

« انهم فتیه آمنوا بربهم »

Ø    اقسام فتوت

ü    قسم اول با حق: خود را در بندگی خدا کوشیدن

ü    قسم دوم با خلق: دیگران را به عیبی که خود داری ، نیفکنی

ü    قسم سوم با خود: نفس بدیها را به صورت نیکی آراسته نکنی

v   قسم حق را سه نشانه است:

از جستن علم ملول نشوی

از یاد وی نیاسایی

صحبت با نیکان کنی

v   قسم خلق را سه نشانه است:

آنچه از ایشان ندانی ، گمان نبری

آنچه ندانی بپوشانی

مومنان را شفیع باشی

v   قسم خود را سه نشانه است:

باز جستن عیب خویش و عیب خویش را بد داری

شکر نعمت بر خود بینی

              از ترس نیاسایی
+نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت13:20توسط مهدی نصیری |
3 - مقام سوم - انابت

(2)  میدان سوم انابت است

انابت  بازگشتن به حق است

« و ما یتذکر الا من ینیب »

Ø    اقسام انابت :

ü    انابت انبیاء (ص) که کسی را جز ایشان طاقت آن نیست

ü    انابت توحید که دشمنان را بازخواند

ü    انابت عارفان و آن بازگشتن بود در همه حال

v   انابت پیغمبران سه چیز است:

ترسگاری با بشارت آزادی

خدمت و استکانت با شرف نبوت

بار بالا کشیدن با دل پر شادی و مسرت

v   انابت توحید را سه نشانه است:

اقرار و یکتایی وی را پذیرفتن

فرمان وی را گردن نهادن

نهی وی را حرمت داشتن

v   انابت عارفان را سه نشانه است:

از معصیت دور بودن

از طاقت خجل بودن

                             در خلوت با حق انس داشتن
+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت13:19توسط مهدی نصیری |
2 - مقام دوم - مروت

(2)   میدان دوم مروت است

مروت گم بودن است و در خود زیستن

« کونوا قوامین بالقسط »

v      ارکان مروت سه چیز است :

زندگانی کردن با خود به عقل ، با خلق به صبر ، با حق به نیاز

v      زندگانی کردن با خود به عقل سه نشانه است :

                   قدر خود بدانستن

                   اندازه کار خود دیدن

                  در خطر خود را حفاظت کردن و در خیر خویش بکوشیدن

v      زندگانی کردن با خلق به صبر سه نشانه است :

                  بتوانی از ایشان راضی بودن

                  عذرهای ایشان را بازجستن

                  داد ایشان را از توانی خود بدادن

v      زندگانی کردن با حق به نیاز سه نشانه است :

      هر چه از حق آید شکر واجب بران

                  هر چه برای حق کنی عذر واجب دیدن

                  اختیار حق را صواب دیدن

+نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت12:2توسط مهدی نصیری |
1- مقام اول - توبه

(1)      میدان اول مقام توبه است و توبه بازگشتن به سوی خداست

 «توبوا الی الله و به نصوحا»

     توبه نشان راهست و سالار بار ، کلید گنج و شفیع وصال 

     میانجی بزرگ و شرط قبول ، و سرّ همه شادی

ü       ارکان توبه: پشیمانی در دل ، عذر بر زبان ، بریدن از بدی و بدان

ü       اقسام توبه: توبه مطیع ( از بسیار دیدن طاعت )

                             توبه عاصی ( از اندک دیدن معصیت )

                             توبه عارف ( از فراموشی منت )

v    بسیار دیدن طاعت را سه نشانه است : خود را به کردار خود ناجی دیدن

                             آن را به چشم خواری نگریستن

                              عیب کردار خود نیافتن

v   اندک دیدن معصیت را سه نشانه است : خود را مستحق آمرزش دانستن

                               بر اضرار آرام گرفتن

                              با نا اهلان و بَدان دوستی داشتن

v   نسیان و فراموشی منت را سه نشانه است : چشم احتقار از خود گرفتن

                                حال خود را ارزش و قیمت گذاشتن

                               از شادی معرفت و یاری خداوند ایستادن 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت10:56توسط مهدی نصیری |
منازل عرفان

با سلام و ارادت به حضرت دوست

بر آن شدم تا مراتب سیر و سلوک و پالایش روح و اخلاق را در قالب صد میدان خواجه عبداله انصاری به مرور ارائه دهم باشد که مقبول افتد

در این صد میدان هر مقام حاصل مقام قبلی میباشد و هر مقام دارای 10 درجه میباشد. لذا شامل هزار میدان می شود که از میدان توبه آغاز و بر مقام محبت و دوستی ختم می گردد.

اول آن راستی ، و میان مستی و آخر آن نیستی است.

در این مراتب شریعت و حقیقت در صحنه زندگانی به هم آمیخته تا هر که ظاهرا به آنها آراسته شود به برکت آن باطن او به حقیقت متجلی شود

خواجه می گوید: " شریعت همه حقیقت است و حقیقت همه شریعت و بنای حقیقت بر شریعت است و شریعت          بی حقیقت بیکار است ، و حقیقت بی شریعت بیکار . و کارکنندگان جز ازین دو بیکار است "
+نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت10:44توسط مهدی نصیری |

JavaScript Codes