تبليغاتX
ذکر

ذکر

- الا به ذکر الله تطمئن القلوب -
16 - مقام شانزدهم - تقوی

تقوی

(۱۶)  میدان شانزدهم تقوی است

« ‏  قَالُوا أَءِنَّکَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ

     عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ   »

گفتند> :آیا تو خود، یوسفى ؟ <گفت[> :آرى ، ]من یوسفم و این برادر من است .به راستى

خدا بر ما منت نهاده است .بى گمان ، هر که تقوا و صبر پیشه کند، خدا پاداش نیکوکاران را

تباه نمى کند. (یوسف آیه 90 )

 تقوی، اصل تقوی بر دو معنی است یکی ترسیدن و دیگری پرهیز کردن و تقوای

بنده از  خداوند بر دومعنی است یا خوف از عقاب است و یا از فراق . و علامت آن

این است که از اوامر و نواهی خدا سرپیچی نکند و اگر از خوف فراق باشد از غیر

حق پرهیز کند و با غیر او نیارامد تا از خدا جدا نماند و پرهیز کند از آنچه بدان میل

نماید زیرا که هر اندازه که به غیر حق مایل باشد از حق دور باشد.

تقوی ترک غیر خداست و بعضی گویند تقوی بیزاری جستن از غیر خدا و اخلاص

در عبادت خداست . بعضی از بزرگان گویند تقوی از گناه دوری کردن و از نفس

جدا گشتن است .

افراد متقی و با ایمان سه دسته هستند

کمترین تقوی آن است که:

1)     توحید و یکتا پرستی را با شرک آلوده نکنی

2)     اخلاص خود را به نفاق و ترس آلوده نکنی

3)     بندگی و تعبد خود را به بدعت آلوده نکنی

میانگین تقوی آن است که:

1)     خدمت و خدمت رسانی خود را آلوده نکنی

2)     قوت خود را به شبهت آلوده نکنی

3)     حال و روزگار خود را به تضییع آلوده نکنی

بالاترین تقوی آن است که:

1)     نعمات را با شکایت آلوده نکنی

2)     جرم و گناه خود را با عذر و حجت توجیه نکنی

3)     برای دیدار او و تقرب به خداوند، خود را آسوده نگذاری

صفات بنده پرهيزکار

خدا رحمت کند کسي را که چون سخن حکيمانه بشنود، خوب فرا گيرد، و چون

هدايت شود بپذيرد، دست به دامن هدايت‏کننده زند و نجات يابد، مراقب خويش در

برابر پروردگار باشد، از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نيکو انجام

دهد، ذخيره‏اي براي آخرت فراهم آورد، و از گناه بپرهيزد، همواره اغراض دنيايي

را از سر دور کند، و درجات آخرت به دست آورد. با خواسته‏هاي دل مبارزه کند،

آرزوهاي دروغين را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد. و تقوي را

زاد و توشه روز مردن گرداند، در راه روشن هدايت قدم بگذارد، و از راه روشن

هدايت فاصله نگيرد. چند روز زندگي دنيا را غنيمت شمارد و بيش از آنکه، مرگ

او فرا رسد خود را آماده سازد، و از اعمال نيکو، توشه آخرت برگيرد.

                                                              ( نهج البلاغه – خطبه 75 )

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت9:43توسط مهدی نصیری |
15 - مقام پانزدهم - ورع

ورع: پرهیزگاری، خویشتن داری

(۱۵)  میدان پانزدهم ورع است

« ‏ إِن تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُم وَنُدْخِلْکُم مُدْخَلاً کَرِيماً  »

اگر از گناهان بزرگى که از آن[ها ]نهى شده اید دورى گزینید، بدیهاى شما را از

 شما مى زداییم  و شما را در جایگاهى ارجمند درمى آوریم. ( نساء آیه 31 )

 ورع، پرهیزگاری، پارسایی، خویشتن داری

ورع پرهیزگاری و دوری است از ناپسندها، افزونی و خاطرهای شوریده

ورع از ناپسند به سه چیز توان یافت:

1)     دوری از سرزنش و عیب گویی دیگران

2)     دین خود را حفظ کردن

3)     حرص را از خود منع کردن و به راه پسندیده رفتن

ورع از افزونی به سه چیز توان یافت:

1)     روز حساب و قیامت را کوچک و خوار ندانیم و یاد از روز حساب

2)     دوری از شماتت خصمان و شاد نشدن از غم دشمنان

در کار هیچ دوست منافق نبوده ام
بر مرگ هیچ خصم شماتت نکرده ام (خاقانی)

3)     پرهیز از غبن و زیان وارثان

ورع از خاطرهای شوریده به سه چیز توان یافت:

1)     با خواندن قرآن و تدبر در آیات الهی

2)     زیارت گورستان خاطرهای آشفته را دور می کند

3)     تفکر در حکمت و معرفت

جهان سربسر حکمت و عبرت است
چرا بهره ٔ ما همه غفلت است (فردوسی)

 

از نشانه‏هاي يکي از پرهيزکاران اين است که او را اينگونه مي‏بيني، در دينداري

 نيرومند، نرمخو و دورانديش، داراي ايماني پر از يقين، حريص در کسب دانش،

 و با داشتن علم بردبار، و در توانگري ميانه‏رو، در عبادت فروتن، و آراسته در

تهيدستي، در سختي‏ها بردبار، در جستجوي کسب حلال، در راه هدايت شادمان،

پرهيزکننده از طمع‏ورزي، مي‏باشد، اعمال نيکو انجام مي‏دهد و ترسان است،

روز را به شب مي‏رساند با سپاسگزاري، و شب را به روز مي‏آورد با ياد خدا،

شب مي‏خوابد اما ترسان، و برمي‏خيزد شادمان،ترس براي اينکه دچار غفلت نشود،

و شادماني براي فضل و رحمتي که به او رسيده است. اگر نفس او در آنچه دشوار

است فرمان نبرد، از آنچه دوست دارد محرومش مي‏کند، روشني چشم پرهيزکار

در چيزي قرار دارد که جاودانه است، و آنچه را ترک مي‏کند که پايدار نيست،

بردباري را با علم، و سخن را با عمل، درمي‏آميزد پرهيزگار را مي‏بيني که:

آرزويش نزديک، لغزشهايش اندک، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراکش کم،

کارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش مرده، خشمش فرو خورده است.

مردم به خيرش اميدوار، و از آزارش در امانند، اگر در بيخبران باشد نامش در

گروه يادآوران خدا ثبت مي‏گردد، و اگر در يادآوران باشد نامش در گروه بيخبران

نوشته نمي‏شود، ستمکار خود را عفو مي‏کند، به آنکه محرومش ساخته مي‏بخشد،

آن کس که با او بريده مي‏پيوندد، از سخن زشت دور، و گفتارش نرم، بديهاي او

پنهان و کار نيکش آشکار است. نيکي‏هاي او به همه رسيده، و آزار او به کسي

نمي‏رسد. در سختي‏ها آرام، و در ناگواريها بردبار و در خوشيها سپاسگزار است،

به آنکه دشمن دارد ستم نکند، و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود،

پيش از آن که بر ضد او گواهي دهند به حق اعتراف مي‏کند، و آنچه را به او

سپرده‏اند ضايع نمي‏سازد، و آنچه را به او تذکر دادند فراموش نمي‏کند. مردم را

با لقبهاي زشت نمي‏خواند، همسايگان را آزار نمي‏رساند، در مصيبتهاي ديگران

شاد نمي‏شود، و در کار ناروا دخالت نمي‏کند،  و از محدوده حق خارج نمي‏شود،

اگر خاموش است سکوت او اندوهگينش نمي‏کند، و اگر بخندد آواز خنده او بلند

نمي‏شود، و اگر به او ستمي روا دارند صبر مي‏کند تا خدا انتقام او را بگيرد.

نفس او از دستش در زحمت، ولي مردم در آسايشند، براي قيامت خود را به زحمت

مي‏افکند، ولي مردم را به رفاه و آسايش مي‏رساند، دوري او از برخي مردم، از

روي زهد و پارسايي، و نزديک شدنش با بعضي ديگر از روي مهرباني و نرمي

است، دوري او از تکبر و خودپسندي، و نزديکي او از روي حيله و نيرنگ نيست

                                                 (خطبه 184 نهج البلاغه)

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت13:22توسط مهدی نصیری |

JavaScript Codes